السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

133

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

نيازمند است ، در بقا و ادامهء آن‌ها نيز هر لحظه و آنى به توجه و عنايت پروردگار نيازمند مىباشد . پس هر كارى كه بشر انجام مىدهد ، از يك‌جهت مستند به خود وى و از جهت ديگر مستند به خداوند بزرگ است . آيات قرآن مجيد نيز ناظر به همين معناست و مىخواهد ، اين حقيقت را بفهماند كه قدرت و اختيار انسان در افعال و اعمالش مانع از نفوذ قدرت و سلطنت پروردگار نيست زيرا او نيز در افعال و اعمال بشر نظر و عنايتى دارد ( 1 ) - . اين همان مسئله « امر بين الامرين » است كه شيعه آن را از پيشوايانشان آموخته و به آن معتقد هستند و ائمهء اهل سنت نيز بر اين اصل و نظريه به عنوان يك مكتب تأكيد مىكنند و با طرح و پيش كشيدن اين نظريهء دقيق ، دو نظريهء « جبر » و تفويض » را باطل نموده‌اند . اين است كه ما هم به اين موضوع اهميت بيشترى داده و با آوردن يك مثل ساده ، آن را براى خوانندگان عزيز توضيح مىدهيم : شما يك نفر را فرض كنيد كه دستش معلول و شل باشد به‌طورىكه او نمىتواند ، دست خويش را حركت دهد ولى دكتر معالج او توانست به وسيله يك دستگاه برقى در دست وى ايجاد حركت ارادى كند كه هر وقت دكتر سيم آن دستگاه را به دست او متصل مىسازد ، مريض توانايى آن را دارد كه با ارادهء خويش دستش را حركت دهد ولى اگر دكتر ارتباط آن دستگاه و دست مريض را قطع كند ، به همان حالت اولى برمىگردد و ديگر قدرت به حركت ندارد . حالا براى تجربه و آزمايش ، دكتر در ميان دستگاه و دست آن مريض ارتباط برقرار نمود و مريض هم با مباشرت و ارادهء خود شروع به حركت دادن دست خويش كرد ، بدون اين كه دكتر معالج در اين حركت كوچك‌ترين اثرى داشته باشد ، بلكه كارى كه او انجام مىدهد ، همان نيرو بخشيدن و كمك نمودن به وسيله دستگاه است . حركت دادن اين شخص به دست خويش از مصاديق « امر بين الامرين » است ، چون اين حركت مستقلا به خود شخص مستند نيست زيرا محتاج و متوقف بر اتصال نيروى برق است و اين اتصال و ايجاد نيرو هم در اختيار دكتر معالج مىباشد و از طرف ديگر اين حركت مستقلا به فعل دكتر هم نمىتواند مستند باشد زيرا دكتر تنها نيرو به وجود آورده ولى حركت با ارادهء خود مريض به وجود آمده است و مريض مىتوانست كه با ارادهء خويش به دستش حركت ندهد و در اين صورت فاعل و به‌وجودآورندهء حركت ، در عين اين كه حركت را با اختيار خويش انجام مىدهد و جبرى در كار نيست ، تمام اختيارات اين كار هم بر وى تفويض نگرديده بلكه از جاى ديگر كمك و مدد مىگيرد . اين است معناى آنچه شيعه به آن معتقد است كه « نه جبر و نه تفويض بلكه امرى است در ميان اين دو » . تمام اعمال و افعالى كه از انسان سر مىزند ، بدين منوال